القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )
200
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )
مواد دانيه و مركب از مواد عاليه و قوه و استعداد . خدا براى آنان تجلى نمود . اشراق و طلوع نور يزدانى در آنان نمود كرده است و خداوند در وجودشان پرتوى از نور خود را نمود داده و در وجود آنان كارهاى خود را ظاهر نموده است . خداوند انسان را داراى نفس ناطقه آفريده است . اگر اين نفس ناطقه را به نور دانش و عمل صالح پاك گرداند بدون شك با جواهر اوليه علتهاى موجبه وجودش مشابهت مىيابد و آنگاه كه مزاجش اعتدال نيابد و از سازندگى جدايى گيرد با درندگان تندخوى مشاركت در خو و خصلت پيدا مىكند و آنگاه كه از آن حضرت از « قدر » خداوندى مىپرسند همچنانكه در باب كلمات قصار نهج البلاغه آمده مىگويد : « راهى است تاريك گام در آن نگذاريد دريايى است ژرفنا در آن غواصى مكنيد سرّ خداوندى است در كشف آن خود را به زحمت ميفكنيد » و در وجوب شرايع و عبادات فرموده است : « خداوند ايمان به يكتايى خودش را به منظور پاكگردانيدن بندگانش از شرك به آنان واجب كرده نماز را وسيله پاك شدن از كبر ، . زكات را سبب رزق ، و روزه را عامل نيل به اخلاص ، و حج را موجب تقويت دين ، و جهاد را وسيله عزت و قدرت اسلام و امر به معروف و را مصلحت عموم جامعه و نهى از منكر را بازداشتن سفيهان ، و صله ارحام را عامل ازدياد نسل ، و قصاص را موجب حفظ خونها و اجراى حدود را مانع پيدايش عيب در آنجا كه نبايد پديد آيند ، و ترك شرابخوارى را براى حفاظت عقل ، و دورى از دزدى را براى ثبات عفت و ترك زنا را به منظور حفظ اصالت نسلها و ترك لواط را عامل تكثير نسل و گواهيها را براى آشكار نمودن انكار شدهها و ترك دروغ را براى شرافت راستى و سلام را موجب امان از ترس ، و امانتدارى را عامل بقاء نظام امت ، و طاعت را به لحاظ بزرگداشت امانت واجب گردانيده است . » در ديوان منسوب به آن حضرت اين اشعار آمده : لقد علم الانام بانّ سهمى * من الاسلام يفضل كلّ سهم حقا مردم مىدانند كه سهم من * از اسلام برتر از هر سهمى است و احمد النّبىّ اخى و صهرى * عليه اللّه صلّى و ابن عمىّ